حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. 22 شوال 1443 Wednesday, 25 May , 2022 ساعت ×
پ
پ

“خدا”، فقط یک اسم و یک کلمه است، و اسمی در ترجمۀ فارسی است که ما برای تمامی اسمای الهی، چون: الله، إله، خالق، مالک، ربّ و … به کار می‌بریم، لذا شناخت خاصی به ما نمی‌دهد، اما در عربی، هر کدام از این کلمات و اسم‌ها، معنای خاص خود دارند که سبب شناختی در آن جهت و موضوع می‌شوند. به عنوان مثال: “آدم، یا انسان” یک اسمی هست که فقط و فقط هویت و سنخیت یک موجود را نشان می‌دهد که فرشته، گیاه یا حیوان نیست، بلکه آدم است. اما حال آیا مذکر است یا مؤنث، کودک است، یا جوان و یا سالخورده، دانشمند است یا بی‌سواد، عاقل است یا جاهل، عادل است یا ظالم و یا …؛ از این “اسم آدم یا انسان”، مشخص نمی‌شو!

 

بنابراین، وقتی می‌گوییم: «خدا»، باید بدانیم که این کلمه را جایگزین کدام اسم کرده‌ایم و منظورمان کیست؟ آیا جایگزین اسم “الله جلّ جلاله” است، یا إله، یا ربّ؟ چنان که ممکن است برای کسی، فرعون زمان، مجسمه گوساله، یا حتی هوای نفس خودش “إله” باشد، اگر چه در حقیقتِ هیچ کدام اولوهیت و ربوبیتی نیست، بلکه او جعل و جایگزین کرده است. «لا إله الاّ الله».

پس، فرض بر است که در این پرسش، منظورمان از اسم “خدا”، همان “الله جل جلاله” می‌باشد.

نیاز:

ابتدا باید مقوله‌ی “نیاز” را بشناسیم، حال خواه مصداقش را در شیء جامد مثل خاک بررسی کنیم، یا در یک موجود زنده، مانند: گیاه، حیوان و انسان، یا در مورد خداوند سبحان.

“نیاز”، در مقابل “غنا و بی‌نیازی” قرار دارد و از کاستی و نقصی پدید می‌آید که رسیدن به کمالش ضرورت دارد.

●- اصل نیاز، موضوعی و مصداقی نیست که مثلاً گفته شود: «این به آب نیاز دارد، اما به نان ندارد»؛ بلکه “ذاتی” است. یعنی یک موجود، یا غنی محض است و یا فقیر و نیازمند. به تعبیری دیگر، یا هستی و کمال محض است، و یا ناقص. لذا بدون استثناء، و فرق گذاشتن بین غنی و فقیر، توانمند و ضعیف، دانشمند و بی‌سواد … و حتی رسول و امت، به انسان فرمود:

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ» (فاطر، ۱۵)

ترجمه: اى مردم (ای انسان‌ها)، شما (همگى فقیرِ) نیازمندِ به خدائید؛ تنها خداوند است که بى نیاز و شایستۀ هر گونه حمد و ستایش است!

*- “فقیر”، یعنی کسی که از خودش ستون (مثل ستون فقرات) ندارد که بتواند خودش روی پا و راست قامت بایستد؛ پس نیاز به دیگری دارد؛ لذا متذکر می‌شود که این فقر و نیاز شما، به خداوند متعال است، چون فقط او “غنی و بی‌نیاز” است.

●- کسی که هستی و کمال محض نباشد، اصل نیازش به آب، خوراک و هوا نیست، بلکه به “پیدایش” است؛ چرا که نقص یعنی نیستی، و او ذاتاً نقص دارد؛ یعنی در اصل پیدایش، نیاز به پدیدآورنده [خالق] دارد.

بنابراین، آن که نیاز دارد، اصلاً خدا نیست که پرسیده شود: «اگر خدا نیاز داشته باشد، چه می‌شود»؟! بلکه چون ذاتاً فقیر و نیازمند می‌باشد، در اصل پیدایش و هستی یافتنش نیز نیاز به پدیدآورنده و هستی بخش دارد.

●- بیان شد که “نیاز”، از “نقص” پدید می‌آید و “نقص” نیز در مقابل “کمال” قرار دارد، یعنی کمبود و نبود یک کمال را نقص می‌گویند.

پس، تا کمالی وجود نداشته باشد، نقص معنا و مصداقی ندارد؛ لذا حتماً در مقابل موجود ناقص، یک موجود کامل‌تری وجود دارد، پس آن موجود ناقص و نیازمند، خدا نیست که بشود فرض نمود «اگر نیاز داشته باشد، چه می‌شود». یعنی حتی فرضش هم به او راه ندارد؛ چرا که به محض فرض نیاز، اثبات می‌شود که آن مفروض، خدا نیست.

●- “نقص”، همان نیستی است و “کمال”، همان هستی می‌باشد. اگر شما صدهزار تومان داشته باشید، اما یک میلیون تومان نداشته باشید و به یک میلیون نیز احتیاج داشته باشید، آن نهصد هزار تومانی که ندارید [نیست]، می‌شود نقص در دارایی شما.

بنابراین، “نقص” همان نیستی یا عدم است؛ حال آیا می‌توان فرض نمود و در عالم فرض این پرسش را مطرح نمود که «اگر هستی نیستی باشد – و یا نیستی به او راه داشته باشد، چه می‌شود»؟!

موجودی که ناقص است و نیستی به او راه دارد، از ابتدا نیز نبوده و سپس پدید آمده است، پس خدا نیست، بلکه موجودی است که دیگری [خدا]، او را خلق کرده است.

●- موجود “ناقص و نیازمند”، به سوی رفع نیاز و کمالش حرکت می‌کند و این حرکت، یعنی “تغییر”. و تغییر یعنی از بین رفتن یک حالت، و پدید آمدن حالتی دیگر. یعنی آن چه بوده نیست می‌شود و آن چه نبوده، پدید می‌آید، و اینها همه صفات مخلوقات و ممکنات است.

به عنوان مثال: بدن شما نیاز به آب دارد، اکنون تشنه هستید، حرکت می‌کنید تا این نقصی که نیاز ایجاد کرده، مرتفع شود به کمال برسید. حال یک لیوان آب می‌نوشید؛ در نتیجه، آن تشنگی برطرف می‌شود و سیرابی پدید می‌آید و شما از حالتی، به حالتی دیگر متغیر می‌گردید.

●- چون نقص در مقابل کمال، و نیاز در مقابل بی‌نیازی تعریف، معنا و مصداق دارد، پس در برابر موجود “ناقص و نیازمند”، باید موجود کامل‌تر و بی‌نیازتری باشد که نقص او را مرتفع نموده و به او کمال ببخشد. به عنوان مثال: شما در کلاس اول ابتدایی، حتی الفبای فارسی را بلد نیستید، این یک نقص است و نیاز دارید که یاد بگیرید؛ اما معلم شما، این علم را دارد و دیگر نیازی به فراگیری الفبا ندارد، لذا این علم را به شما منتقل می‌کند و علم او در شما تجلی می‌یابد؛ و البته او هنوز علوم دیگری دارد که به شما منتقل نکرده است، چرا که شما هنوز قابلیت دریافت آن را ندارید.

حال آیا می‌شود فرض نمود که خدایی ناقص و نیازمند باشد و در برابر او موجود دیگری باشد که خودش نقص و نیاز دیگری ندارد و نقص و نیاز او را بر طرف می‌کند؟! پس چنین موجودی، اصلاً خدا نیست.

وجود:

“وجود”، یک مقوله‌ی فرضی یا خیالی نیست، بلکه یک حقیقت است؛ لذا تعریف دارد، اقسام دارد، چگونگی دارد و … .

در دسته‌بندی عقلی (فلسفیِ) وجود، این شناخت حاصل می‌شود که «وجود یا واجب است و یا ممکن». “واجب الوجود”، یعنی هستی‌اش عین ذات اوست، پس چنین نیست که سابقۀ نقص و نیستی داشته باشد، نبوده باشد و سپس پدید آمده باشد – پس ازلی است و چون هستی و کمال محض است، ابدی نیز هست. یعنی زمان و مکان نیز مخلوقات او هستند.

اما “ممکن الوجود”، یعنی هستی عین ذات او نیست، پس نسبت بودن و نبودنش مساوی است. می‌شود که نباشد، و می‌شود که باشد، لذا حال که هست، معلوم می‌شود که هستی‌اش از دیگری است، پدیدآورنده دارد، پس خدا نیست، بلکه مخلوق خداست.

ارتباط نیازها:

در عالم ممکنات، هیچ چیزی به صورت مستقل و بی‌ارتباط وجود ندارد؛ واحد، احد، بی‌همتا، مستقل و غنی، فقط خداوند سبحان است، لذا چون عالم هستی به هم پیوسته است، تمامی نیازهای موجودات نیز به یک دیگر پیوسته و مرتبط می‌شوند؛ چنان که نیاز ما به آب، به ساختار بدن پیوسته است، و پیدایش آب نیز به هزاران هزار عامل دیگر پیوسته است؛ و آدمی در تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی، نه تنها به یک دیگر، یا به جامدات، گیاهان، حیوانات، نور، حرارت و … مرتبط می‌باشد، بلکه با عوالم دیگر نیز مرتبط است؛ چنان که مقدرات از عرش الهی نازل می‌شود – وحی به او نازل می‌شود – رزقش از جای دیگری می‌رسد – تولد و مرگ دارد و با انواع و اقسام فرشتگان مرتبط است – دعا می‌کند و …؛ پس عالم امکان، همه به هم مرتبط هستند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سایت اسلام اصیل، منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.