حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. 22 شوال 1443 Wednesday, 25 May , 2022 ساعت ×
پ
پ

می‌گویند بهشت و جهنم مکان و زمان نیستند، بلکه موقعیتی هستند که روح انسان در آرامش و یا عذاب فرار می‌گیرد، و خداوند تنها برای اینکه این دو را مفهوم‌تر و قابل درک برای بندگانش بیان نموده باشد، از صفاتی چون باغ‌های بهشتی‌، آتش جهنم‌، رودهای روان و … استفاده کرده است. پاسخ این شبهه چیست؟

 

با تأمل در این چند پرسش، پاسخ پیش از هر شرحی روشن می‌شود:

آیا هیچ موجودی هست که جایگاه و مکان نداشته باشد و “قبل و بعد = زمان”، بر او مترتب نباشد؟!

آیا در چارچوب جهان‌بینی اسلامی سخن می‌گویند و یا بودیسم، هندوئیسم و …؟!

آیا برای گفته‌های خود دلیلی هم دارند؟ یا آنها هر چه دلشان خواست روی هوا می‌گویند و سپس دیگران باید پاسخ مستدل و مستدل بدهند. «قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ – بگو برهان و دلیل خود را بیاورید، اگر راست می‌گویید (چندین آیه)»؛ پس، بگویید: شما باید ادعای خود را به اثبات رسانید، نه این که دیگران نفی آن را اثبات کنند!

آیا به آنان وحی جدیدی رسیده است؟ و یا با استدلال عقلی به این نتیجه رسیده‌اند و یا تجربه کرده‌اند؟!

آیا در قیامت، انسان فقط روح دارد و جسم ندارد که دست کم جسمش نیاز به مکان داشته باشد؟!

آیا العیاذ بالله، خداوند متعال راجع به چگونگی بهشت و جهنم دروغ گفته است؟!

آیا هیچ گزاره و تعریفی، با توصیف‌های دروغ، مفهوم‌تر شده و بیشتر درک می‌شود؟!

●- بنابراین، با کمی دقت در همین چند پرسش استفهامی [پاسخش در دورنش هست]، معلوم می‌شود که “حرف مفت – بیهوده”، غیر معقول، بی‌سند و بدون علم و آگاهی می‌زنند تا مردم را منحرف کنند. معمولاً این گروه از گویندگان، اصلاً به خدا و معاد اعتقادی ندارند، بلکه مأمور به ایجاد تشکیک، شبهه، تزلزل در شناخت، ایمان‌ و در نتیجه گمراه کردن مردم می‌باشند! چنان که خود فرمود:

«وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ» (لقمان، ۶)

ترجمه: و بعضى از مردم سخنان بیهوده را مى‌خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهى را به استهزا گیرند؛ براى آنان عذابى خوارکننده است!

الف – آدمی در این عالم، هم روح دارد و هم جسم؛ اصل او روحش هست و جسم به آن روح ماهیت می‌دهد و ابزار کار روح است؛ وگرنه روح جنسیت ندارد، چشم، گوش، زبان و دست و پای مادی ندارد و … . در برزخ و معاد نیز آدمی هم روح دارد و جسم؛ و هر دو مکان می‌خواهند.

ب – در قیامت و زندگی اخروی نیز آدمی هم روح دارد و هم جسم؛ و این روح و جسم که به طریق احاطه روح بر جسم با هم هستند، هر کجا که باشند مکان آنهاست، چه در این دنیا و چه در آن دنیا.

ج – در همین دنیا نیز روح لذت‌ها و الَم‌ها (عذاب‌های) مخصوص و متناسب با خودش را دارد، و جسم نیز لذت‌ها و یا دردهای خودش را دارد (مطالعه کتاب، لذت روح است و عذاب چشم – روزه لذت روح است و عذاب بدن)؛ آن دنیا و حیات اخروی نیز چنین است. لذا خداوند متعال در آیات کریمه، هم به لذت‌ها و یا دردهای روحی تصریح نموده است و هم جسمی.

به عنوان: لذت لقاء، لذت امنیت، لذت نترسیدن، لذت محزون نبودن، لذت رضایت، لذت درجات و …، همه مال روح است و جسم از آنها لذتی نمی‌برد؛ چنان که درد فراق، درد قهر الهی، درد پشیمانی، درد حسرت و … که در قرآن کریم آمده است، همه دردهای روحی است و جسم از آنها دردی احساس نمی‌کند.

د – در این دنیا، وقتی کسی را بازداشت می‌کنند، محاکمه و مجازات می‌کنند و به زندان می‌افکنند، همه کارهایی است که با بدن انجام می‌پذیرد، اما در واقع بر روح مترتب می‌شود. وقتی به دست کسی دستبند می‌زنند، روح را دستبند زده و زندانی می‌کنند. وگرنه زندان برای بدن، درد زیادی ندارد؛ مفت می‌خورد و می‌خوابد و به ورزش اجباری مشغول می‌شود، حمام می‌کند و … . اما روح، همین که ارتباطاتش با جهان بیرون، خویشان و اقوام و دوستان، کار و فعالیت و … قطع می‌شود، حبس شده و عذاب می‌کشد.

ھ – در این دنیا، برای بدن فرق زیادی ندارد که به آن خوراک‌های خوشمزه دهند یا یک تکه نان خشکی که سیرش کند و کمی خوراکی که مواد مورد نیازش را تأمین کند؛ اما روح از خوردن خوراکی‌های خوشمزه و مفید برای بدن، به بهجت و سرور می‌رسد. وقتی چشمش جسمش به شهر، کوه و جنگل می‌رسد، لذت روحی می‌برد، وقتی می‌بیند که بدن در حبس نیست و می‌تواند به وسیله آن کارهای زیادی انجام دهد، مسرور می‌گردد و … . در قیامت و حیات اخروی نیز همین‌طور است.

راه شناخت قیامت و احوال گوناگون آن

اصل ضرورت معاد، با براهین عقلی قابل اثبات می‌باشد، بالاخره هر جا که حرکت (مادی و معنوی) هست، حتماً مقاصد و مقصد نهایی نیز وجود دارد – هر کاری حتماً به نتایج مقطعی و نتایج نهایی می‌رسد – هیچ چیزی بیهوده و رها خلق نشده است – هیچ دو چیز یا دو کاری اینجا مساوی نیستند که در پایان به یک نقطه رسیده و مساوی شوند و … (که موضوع بحث ما نیست). اما این که قیامت چگونه است، آنجا چه خبر است، بهشت چگونه است، جهنم چگونه است، در آنها چه نعمات و یا عذاب‌هایی متوجه انسان می‌شود، آیا فقط لذت و عذاب روحی وجود دارد و یا جسمی هم هست و …؛ مباحثی نیستند که با ادله‌ی عقلی قابل اثبات باشند، بلکه گزاره‌های خبری هستند، آن هم خبر از “غیب”، لذا کسی که مالک آن است، علمش را دارد و در قول خود صادق است، باید خبر دهد. یعنی همان “وحی الهی” و البته شرح و بسط در احادیث که مبتنی بر همان وحی خدا می‌باشد.

●- وقتی در نشر و القای شبهه می‌گویند: «خدا چنین و چنان گفت تا قیامت بیشتر مفهوم شود»، یعنی از خدا و قیامت او خبر می‌دهند، حالا باید بگویند که این اخبار از کجا به آنها رسیده است و با چه عقل، علم، معرفت و البته جسارتی، به خداوند سبحان افترای دروغگویی می‌بندند و وحی را خبرهایی دروغ برای “تفهیم و بیشتر” قلمداد می‌کنند؟!

چند آیه:

●- بحث از مقامات و درجات بهشتی، که مختص روح می‌باشد، در آیاتی به صورت مستقل بیان شده است:

«الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ» (التوبه، ۲۰)

ترجمه: آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، درجه آنها (بالتبع مقام‌شان) نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند!

«إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ * فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ» (القمر، ۵۴ و ۵۵)

ترجمه: یقیناً پرهیزگاران در باغ‌ها و نهرهاى بهشتى جاى دارند * در جایگاه صدق نزد خداوند مالک (و سلطان) مقتدر!

در دو آیۀ فوق، هم به “مکان” بهشتیان تصریح شده است «فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ» و هم به “مقام” آنها «عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ». و البته آیات درباره‌ی نعماتی که بدن از آنها فایده می‌برد و سبب بهجت روحی می‌شود [مثل: خوردن، پوشیدن، دیدن، زندگی در قصر، خدمه و پذیرایی‌ها، ازدواج و …] نیز بسیارند.

●- آیات در مورد عذاب‌های روحی (مانند حسرت) نیز بسیار است:

«قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ حَتَّى إِذَا جَاءَتْهُمُ السَّاعَهُ بَغْتَهً قَالُوا یَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِیهَا وَهُمْ یَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلَا سَاءَ مَا یَزِرُونَ» (الأنعام، ۳۱)

ترجمه: آنها که لقاى پروردگار را تکذیب کردند، مسلماً زیان دیدند؛ (و این تکذیب، ادامه مى یابد) تا هنگامى که ناگهان قیامت به سراغشان بیاید؛ مى گویند: «اى افسوس بر ما که دربارۀ آن، کوتاهى کردیم!» و آنها (بار سنگین) گناهانشان را بر دوش مى‌کشند؛ چه بد بارى بر دوش خواهند داشت!

و البته آیاتی که خبر از عذاب‌هایی می‌دهد که جسم می‌کشد و روح را معذب می‌کند [مانند غل و زنجیر، آتش، سوختن، نمردن و تجدید پوست و گوشت برای سوختن مداوم، خوردن زقوم و نوشیدن مذاب و …] نیز بسیار است.

●- بنابراین، حیات اخروی، هم مکان دارد و هم مقام. بهشت و جهنم دو مکان برای استقرار اهلش هستند، و در آنها نعمات و عذاب‌هایی برای روح و جسم وجود دارد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سایت اسلام اصیل، منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.