حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. 4 ذو الحجة 1443 Tuesday, 5 July , 2022 ساعت ×
پ
پ

مثل این است که کسی بپرسید: اگر نبینیم، نشنویم، ندانیم، نفهمیم و در ظلمات جهل و تکبر بمانیم، چه اتفاقی می‌افتد و چه تأثیری در زندگی دارد؟!

 

یک موقع است که چنین پرسشی، جهت یک موضوع مطالعاتی مطرحی می‌شود تا پاسخ‌های گوناگون آن مورد بحث و بررسی قرار گیرد؛ اما یک موقع است که این واقعاً پرسشی است که در ذهن کسی ایجاد شده است! بی‌تردید کسی که چنین سؤالی به ذهنش متبادر می‌گردد، اصلاً هنوز خدا را نشناخته و کمترین ایمانی نیز نیاورده که بخواهد خدا را حذف کند یا نکند!

به یاد مرحوم علامه، آیت الله جعفری رحمه الله علیه افتادم که می‌فرمود: خانمی به من رجوع کرد و گفت: بیچاره شدم، چون شوهرم مرتد شده است …؛ چند جلسه با شوهرش حرف زدم که خیلی هم مفید بود، اما به آن خانم گفتم: «خانم! شما نگران مرتد شدن شوهرتان نباشید؛ شوهر شما اصلاً به اسلام نیامده بود که حالا خارج شده و مرتد شود»!

●- خداوند سبحان که حذف نمی‌شود و کسی هم نمی‌تواند حذفش کند، بلکه این اشخاص هستند که می‌توانند او را به عنوان خالق، إله، مالک و ربّ بشناسند، به او ایمان بیاورند و زندگی موحدانه و مؤمنانه‌ای داشته باشند، و یا خود را به نادانی زده، به او ملحد و کافر شوند و زندگی مشرکانه و حیوانی را پیش گیرند. چنان که فرمود: این گروه، چون از تعقل، بصیرت و شنوایی باطنی که به آنها موهبت شده استفاده نمی‌کنند، همچون حیوانات هستند:

«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا یَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ» (الأعراف، ۱۷۹)

ترجمه: به یقین، گروه بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها [عقلها] یى دارند که با آن (اندیشه نمى کنند، و) نمى‌فهمند؛ و چشمانى که با آن نمى‌بینند؛ و گوش‌هایى که با آن نمى‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند)!

بی‌تردید، فرق‌های بسیاری هست بین کسی که می‌داند، با کسی که نمی‌داند – کسی که تفکر و تعقل دارد، با کسی که فقط پیرو هوای نفس حیوانی خودش است – کسی که موحد است، با کسی که کافر و مشرک است – کسی که متقی و پاک است، با کسی که فاسق و فاسد می‌باشد. آیا می‌شوند اینها را مساوی دانست؟!

«أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّیْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا یَحْذَرُ الْآخِرَهَ وَیَرْجُو رَحْمَهَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ» (الزّمر، ۹)

ترجمه: (آیا آن کافر اهل عذاب بهتر است) یا کسى که ساعات شب را در حال سجود و قیام، طاعت و خضوع دارد، از (عذاب) آخرت مى ترسد و رحمت پروردگار خود را امیدوار است‌؟ بگو: آیا کسانى که مى‌دانند با کسانى که نمى‌دانند یکسانند؟ جز این نیست که تنها صاحبان خرد ناب متذکر مى‌شوند.

«قُلْ لَا یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَالطَّیِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَهُ الْخَبِیثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (المائده، ۱۰۰)

ترجمه: بگو: «(هیچ گاه) ناپاک و پاک مساوى نیستند؛ هر چند فزونى ناپاکها، تو را به شگفتى اندازد! از (مخالفت) خدا بپرهیزید اى صاحبان خرد، شاید رستگار شوید!

الف – خدا هیچ‌گاه حذف نمی‌شود، بلکه این انسان است که خود را از جرگه‌ی موحدان، مؤمنان و مسلمانان خارج می‌کند!

ب – انکار خداوند سبحان، نشان از بی‌خردی و نیز نادانی، بی‌بصیرتی، و البته همراه با تکبر جاهلانه دارد.

ج – خدا شناسی، خدادوستی و خداپرستی ، یک امر فطری است، لذا در همگان وجود دارد. از این‌رو، هیچ انسانی بی‌إله و بی‌ربّی که به او وابسته شود و او را بپرستد و نیازش را به او ببرد، وجود ندارد؛ بلکه فرق این است که اگر کسی خدای حقیقی را منکر شد، حتماً خدایان متعدد گوناگون را جایگزین می‌کند و آن عشق و کششی که در فطرت اوست را به خدایان دروغین اختصاص می‌دهد:

«وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَلَوْ یَرَى الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّهَ لِلَّهِ جَمِیعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ» (البقره، ۱۶۵)

ترجمه: و برخى از مردم به جاى خدا معبودهایى انتخاب مى‌کنند که آنها را آن گونه که سزاوار است خدا را دوست داشت، دوست مى‌دارند؛ ولى آنان که ایمان آورده‌اند، شدت محبت و عشقشان خداوند است [محبوب غایی آنها خداوند است] و اگر کسانى که [با انتخاب معبودهاى باطل] ستم روا داشتند، هنگامى که عذاب را ببینند، بى‌تردید می‌فهمند که همۀ قدرت ویژۀ خداست [و معبودهاى باطل، هیچ و پوچ‌اند] و خدا سخت کیفر است.

●- ممکن است این إله‌ها و ربّ النوع‌های دروغین، بیرونی باشند، مانند: بت‌ها، گوساله‌ها [از نوع حیوان و یا حتی انسان]، طاغوت‌ها و فرعون‌ها در هر عصری؛ و ممکن است که درونی باشند، یعنی کسی به بندگی هوای نفس خود بپردازد:

«أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَهً فَمَنْ یَهْدِیهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ» (الجاثیه، ۲۳)

ترجمه: آیا دیدى کسى را که معبود خود را هواى نفس خویش قرار داده و خداوند او را با آگاهى (بر اینکه شایستۀ هدایت نیست و در نتیجه مواضع و اعمالش) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مُهر زده و بر چشمش پرده‌اى افکنده است‌؟! با این حال چه کسى مى‌تواند غیر از خدا او را هدایت کند؟! آیا متذکّر نمى‌شوید؟!

تأثیر در زندگی:

شاختن، باور ، ایمان و بندگی و اطاعت از خداوند متعال، همان اعتقادات و اعمالِ مبتنی بر آن است، یا به قول غربی‌اش «جهان‌بینی و ایدئولوژی» است، و به تعبیری دیگر: نوع نگرش و شناخت عالَم هستی، و رعایت بایدها و نبایدهای منطبق با آن می‌باشد که به زندگی جهت، خط و برنامه می‌دهند.

بنابراین، هر نوع نگرش، شناخت و باوری، در زندگی انسان، تأثیر مستقیم دارد و اساساً آدمی هر راهی که برود و هر کاری که انجام دهد، مبتنی بر همین نوع نگرش و باور اوست.

●- در جهان‌بینی مادی [به نام هر ایسمی که باشد]، ماده، اول و آخر و ظاهر و باطن هر چیزی است و در چنین جهانی، آدمی حیوان راست قامت – حیوان دو پا – حیوان ناطق … و بالاخره حیوان است!

خب، حیوان، هر چند اجتماعی باشد و گروهی زندگی کند، چه می‌خواهد، چگونه زندگی می‌کند و مطلوب‌هایش کدامند و رشد و کمال خود را در چه می‌بیند؟! لذا تمامی اختلافات، جنایات، تجاوزها، جنگ‌ها، چپاول‌ها و …، به خاطر همین تعریف از جهان و انسان می‌باشد.

در چنین نگاه و باوری، اصالت با فرد است و اصالت فرد نیز در رفاه و لذت است (اومانیسم). پس در این نگاه، هیچ کاری برای رسیدن به این رفاه و لذت، بد و مذموم و ظلم نیست. لذا گفتند: زشتی‌ها و بدی‌ها و حتی ظلم، و متقابلاً زیبایی‌ها و خوبی‌ها و عدالت و قسط [ارزش‌ها و ضدارزش‌ها] همه اعتباری هستند. این یعنی تعطیل عقل و اخلاق!

●- در جهان‌بینی توحیدی و اسلامی، دنیا و اهل دنیا و زندگی، پوچ و بی‌هدف و بی‌معنا نیست؛ بلکه آفرینش خداوند علیم و حکیم است «هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ – اوست آن که آسمان‌ها و زمین را آفریده است»:

«لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یُحْیِی وَیُمِیتُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ * هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» (الحدید، ۲ و ۳)

ترجمه: مالکیّت و فرمانروایى آسمان‌ها و زمین فقط در سیطرۀ اوست، زنده مى‌کند و مى‌میراند، و او بر هر کارى تواناست * اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به همه چیز داناست.

●●● – بنابراین، حیات معقول، با زندگی حیوانی بسیار متفاوت است – یکی عالم را پوچ و هیچ در هیچ می‌بیند، دیگری هدفدار می‌بیند و در زندگی به سوی آن هدف حرکت می‌کند – یکی امید به آینده دارد، دیگری مرگ را پایان حیات بشری می‌بیند – یکی خود را به هیچ قانونی، مگر آن چه به زور به او تحمیل کنند، پایبند نمی‌بیند، و دیگری خود را ملزم به رعایت قوانین الهی که منطبق با خلقت است می‌بیند – یکی فقط ارضای غرایز حیوانی را آرزو دارد، اما دیگری طالب رشد و کمال انسانی می‌باشد؛ یکی خود محور می‌شود و دیگری خدا محور؛ و خلاصه اگر بخواهیم تفاوت‌ها را بشمریم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود، لذا خلاصه به زندگی حیوانی و زندگی انسانی و حیات معقول می‌نماییم.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سایت اسلام اصیل، منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.