حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. 4 ذو الحجة 1443 Tuesday, 5 July , 2022 ساعت ×
پ
پ

گاهی اصلاً نباید پاسخ داد. انسان عاقل و حکیم، نه منفعل می‌شود و نه بازی می‌خورد، لذا خود را ملزم نمی‌داند که به هر سخنی، در هر فضایی پاسخ دهد؛ و گاهی پاسخ هم شبهه، برای روشن شدن افکار و اذهان، در فضای دیگری لازم می‌باشد.

 

بهترین و کوتاه‌ترین پاسخ این است که گفته شود: «تا “فاعل” را نشناخته‌ای و وجودش را باور نداشته‌ای، راجع به “فعلش” سخن مگو و چون و چرا نکن؛ پس اول برو خدا را بشناس، بعد بیا راجع به قدرت خدا و فعل خدا بحث کنیم». تا پرسید: «آیا خدا می‌تواند»، قبل از این که ادامه دهد، بگویید: کدام خدا؟ خدای تو کیست و یا چیست؟ شناخت تو از خداوند متعال چقدر است و چقدر به آن شناخت ایمان داری»؟!

بفرمایید: مگر من بی‌کارم که تو یک روز بیایی و بپرسی: «آیا خداوند می‌تواند موجودی بزرگتر از خود خلق کند، یا نمی‌تواند؟» بعد که پاسخ دادم، روز دیگر بیایی بپرسی: «آیا می‌تواند سنگی خلق کند که خودش نتواند بلند کند» و بعد ….، این مثال‌ها که تمامی ندارد. پس تو برو خدا را بشناس.

پرسش (سؤال یا شبهه):

پرسش چه در قالب سؤال باشد و چه در قالب شبهه، چارچوبی دارد و باید منطبق با یک منطقی باشد، چرا که در مقابل آن، یک پاسخ منطقی و قابل قبول عقل و علم، انتظار می‌رود.

از این‌رو، صاحبان عقل و خرد [و در فلسفه] گفته می‌شود که اینها سفسطه است، نه پرسش یا شبهه؛ و سؤال از امر محال، پاسخ ندارد.

اینگونه سفسطه‌ها درباره توانایی حق تعالی جدید نیست، از امامان و به ویژه امام صادق علیه السلام نیز عین همین پرسش‌ها می‌شد، منتهی آن موقع می‌گفتند: «آیا خدا می‌تواند دنیا را در یک تخم مرغ جای دهد، به گونه‌ای که نه دنیا کوچک شود و نه تخم مرغ بزرگ»، اکنون برای این که بگویند: ما حرف تازه‌ای داریم، جای تخم مرغ را با استکان عوض کرده‌اند!

پاسخ امام صادق علیه السلام:

بیان شد که در اعصار گذشته نیز این قبیل سؤالات بیشتر مطرح بود و حتی با ائمه‌ی اطهار (ع) نیز چنین سؤالاتی را مطرح می‌کردند.

شخصی (دهری – ماده‌گرا) به امام صادق (ع) عرض کرد: آیا خداوند می‌تواند دنیا را در تخم مرغی جای دهد، به طوری که نه آن کوچک شود و نه این بزرگ‌؟! گمان کرد دیگر غلبه یافته است!

خوب این سؤال به لحاظ عقلی غلط بود. چرا که نظام خلقت، علیمانه و حکیمانه آفریده شده و هر چیزی اندازه‌های معینی دارد. موضوع اختصاصی به خدا ندارد، کافر هم می‌داند که جای گرفتن اندازه‌های بزرگتر در کوچک‌تر امر محال است.عالَم هستی، به خاطر اندازه‌هایش منظم است و انسان به خاطر این اندازه‌ها، می‌تواند بشناسد، کشف کند، بسازد و … .

اما، حضرت امام صادق علیه السلام، ضمن آن که توضیح می‌دهند که سؤال غلط است، چراکه از امر محال می‌باشد، می‌فرمایند: اما باز هم از همان راهی که گمان کردی می‌توانی بر ما احتجاج کنی پاسخت را می‌دهم. سپس [چون سائل ماده گرا بود و به جز اشیاء و اندازه‌های مادی، چیز دیگری را نمی‌شناخت و قبول نداشت و برای شناخت نیز چیزی جز همین حسّ مادی را قبول نداشت و بالتبع به جز محسوسات را نمی‌شناخت]، پرسیدند: چند حس داری، بشمار؟ گفت: پنج حس و آنها را شمرد. امام فرمودند: با کدام حس می‌بینی؟ گفت: چشم. فرمودند: اندازه‌ی‌ نقطه‌ی بینایی چقدر است؟ گفت: یک عدس (عدسی چشم). فرمود: بگو چه می‌بینی؟ گفت: شما را، خودم را، این مکان را، کوه‌ها، دریاها، آسمان و ماه و خورشید را و … – فرمودند: آن که این همه را در یک عدس جای داده طوری که نه آن بزرگ شود و نه این کوچک، آن کار را هم می‌تواند. (اصول کافی،‌جلد۱). البته این یک پاسخ نقضی، در برابر سفسطه در یک جدل می‌باشد.

آنها گمان دارند که در مقام پاسخ به این سفسطه‌ها: اگر بگویید: «نمی‌تواند»، دلیلی بر ناتوانی خداست و اگر بگویید: «می‌تواند»، می‌پرسند: «چطور ممکن است؟! و محال است». اما دقت ندارند که پس پرسش از امر محال است و پاسخ ندارد.

●- همانطور که بیان شد، این نوع شبهات، ریشه در خدانشناسی دارد. مثلاً می‌پرسد: «آیا خدا می‌تواند سنگی بیافریند که خودش نتواند بلند کند»؟! گویی خداوند سبحان وزنه بردار یا جرثقیل است و اشیاء را با اعضا بلند می‌کند!

چنین پرسشی، مبتنی بر این است که اول برای تاوانایی خداوند متعال، یک حدّ و اندازه‌ی معینی فرض شود و دوم به خاطر همین اندازه داشتن قوت، برایش ضعف فرض شود، و چنین موجودی که محدود است و اندازه دارد، خدا و خالق نیست.

می‌پرسد: «آیا خدا می‌تواند موجودی بزرگتر از خودش بیافریند؟!» و گمان دارد که یا باید بگویید: «بله» یا باید بگویید: «خیر» و در هر دو حال محکوم هستید. چرا که اگر پاسخ مثبت بدهید، پس امکان پیدایش موجودی بزرگتر از خدا نیز وجود دارد؛ و اگر پاسخ منفی دهید، اقرار به ضعف و ناتوانی او کرده‌اید.

اما، نکته اینجاست که حتی تصور این موضوع، مبتنی بر این است که برای بزرگی خداوند سبحان، حد و اندازه‌ی مادی، طول، عرض، حجم، قد و وزن فرض شود؛ هر چند ما حدود و اندازه‌اش را ندانیم! و یقیناً آن چه که حد و اندازه دارد و به لحاظ اندازه، کوچک‌تر یا بزرگ‌تر از آن نیز قابل فرض است، خدا نیست، بلکه مخلوق خداست که با اندازه خلق شده است: «إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ – ماییم که همه چیز را به اندازه آفریدیم / القمر، ۴۹»؛ پس اوست که اندازه را آفریده و برای هر چیزی اندازه‌ی قرار داده و بدیهی است که خودش اندازه ندارد و محدود به اندازه‌ها نیست؛ پس سؤال غلط است.

شبهه در مورد جای دادن دنیا در تخم مرغ یا استکان نیز همین‌طور است، یعنی مستلزم آن است که مخلوق بدون اندازه‌های معین خلق شده باشد؛ یعنی امری محال. چرا که هر چیزی با اندازه‌هایش خلق شده است.

نکته:

این گونه سفسطه‌ها را می‌توان راجع به انسان نیز مطرح نمود و اختصاصی به خداوند متعال و قوت و قدرت او ندارد. به عنوان مثال پرسیده شود: «آیا انسان می‌تواند با عقلش کاری کند که عقلش ضایع شود؟!» این یک سفسطه و پرسش نادرست و محال است، چرا که اصلاً کار عقل این نیست که خودش را ضایع کند، یا حتی چیزی را به وجود آورد و یا از بین ببرد! کار عقل این است که به نور علم ببیند و بشناسد. هم می‌تواند خدا را به نور علم ببیند بشناسد و هم ابلیس لعین و سایر شیاطین جنّ و انس را می‌تواند به نور علم ببیند و بشناسد. هم دوست را بشناسد و هم دشمن را بشناسد؛ و هر دو را معرفی می‌کند و کاری ندارد که صاحب آن عقل، کدام را برمی گزیند.

بنابراین، اگر کسی شراب مست کننده بنوشد و عقلش ضایع شود، این کار شخص در اطاعت از هوای نفس است، نه اطاعت از عقل، که حجت باطنی خداوند است. انسان می‌تواند عقل و فطرتش را محبوس و محجوب کند، و یا آزاد نگه‌دارد که پرتوافکنی و خروجی داشته باشند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سایت اسلام اصیل، منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.