حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. 4 ذو الحجة 1443 Tuesday, 5 July , 2022 ساعت ×
پ
پ

بر اساس بعضی از گزارش‌های تاریخی، امام حسین(ع) هنگام ورود لشکر عمر بن سعد به نینوی، نماینده‌ای نزد او فرستاد تا با وی ملاقات داشته باشد که به دنبال آن ملاقاتی شبانه و پنهانی میان آن دو برقرار شد و گفت‌وگوهایی رد و بدل شد.

 

بعد از این ملاقات بود که عمر بن سعد برای عبیداللَّه بن زیاد نوشت: همانا خداوند آتش را خاموش ساخت و پریشانی را برطرف نمود، کار این امت را اصلاح کرد، و حسین با من پیمان بست که از همان‌جا که آمده به همان‌جا بازگردد، یا به یکی از مناطق دیگر رود و مانند دیگر مسلمانان زندگی کند (و کاری به کار کسی نداشته باشد) و در هر چه به سود مسلمانان است شریک آنان بوده و در زیان آنان نیز مانند ایشان باشد، یا به نزد یزید برود و دست در دست او بگذارد و آن دو هر چه خود می‌دانند انجام دهند.[۱]

گزارش‌های دیگری وجود دارد که امام حسین(ع) پیشنهادهای دشمن را با بیان این سخنان نپذیرفت:

هان ای مردم! ای عصرها و نسل‌ها! بهوش باشید که این فرومایه و فرزند فرومایه، اینک مرا میان دو راه و دو انتخاب قرار داده است: بر سر دو راهی ذلّت‌پذیری و تسلیم خفّت‌بار در برابر فرومایگان و بیدادگران حاکم، و یا مرگ پرافتخار و باعزّت و سرفرازی! و چقدر دور است از ما که ذلّت و خواری را برگزینیم. خدا و پیامبر او و ایمان آوردگان و روشن‌فکران و دامان‌های پاک و رگ و ریشه‌های پاکیزه و مغزهای روشن‌اندیش و غیرتمند و جان‌های ستم‌ستیز و باشرافت نمی‌پذیرند که ما فرمان‌برداری فرومایگان و استبدادگران پست و رذالت‌پیشه را بر شهادت‌گاه رادمردان و آزادمنشان مقدّم بداریم؛ از این‌رو بهوش باشید که من با همین خاندان و با این یاران اندک و با وجود پشت به حقّ‌ و عدالت نمودن پیمان‌شکنان، راه خویش را برگزیده و برای دفاع از حق آماده‌ام.[۲]

در مقام جمع بین این دو گزارش باید گفت:

اولا: گزارش پذیرش بیعت امام حسین(ع) با یزید، توسط عمر بن سعد برای ابن زیاد ارسال شده است؛ و مشخص است که چنین گزارشی از اعتبار لازم برخوردار نیست.

ثانیا: صرف نظر از صحت گزارش یاد شده، می‌توان گفت که بیعت اگر به معنای آن باشد که با رعایت برخی شروط، نوعی آتش‌بس میان امام(ع) و یزید برقرار شود، این موضوع خلاف آموزه‌های دینی نیست تا احتمال آن در مورد امام(ع) را به شدت انکار کنیم؛ زیرا امام حسن(ع) با انعقاد قرارداد صلح با معاویه به نوعی با او بیعت کرد. طبیعی است اگر یزید نیز برخی شرایط امام(ع) را می‌پذیرفت، به عنوان نمونه شراب‌خواری و سگ‌بازی و سرودن اشعار ضد دینی و خودداری از تمسخر شعائر دینی و رعایت آنها (ولو به ظاهر مانند پدرش) و نیز در امنیت‌بودن پیروان اهل‌بیت(ع) را می‌پذیرفت ، مصالحه با او – در صورتی که چاره‌ای جز آن نبود – خلاف شرع ارزیابی نمی‌شد.

بر این اساس از برخی بزرگان نقل شده است:

این‌که حضرت در کلامشان می‏‌فرماید: «أَلا! وَ إِن الدعِی بْنَ الدعِی قَدْ رَکزَ بَینَ اثْنَتَینِ: بَینَ السلهِ وَ الذلهِ، وَ هَیهاتَ مِنا الذلهُ، یأْبَی اللهُ لَنا ذلِک وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ؛ آگاه باشید که زنازاده فرزند زنازاده مرا بین دو چیز مخیر نموده است: جنگ و شمشیر و یا ذلت و خواری. و ذلت و خواری هرگز؛ زیرا خداوند و رسولش و مؤمنان، آن‌را برای ما نمی‌‏پذیرند» و همچنین از فرموده‏‌ی حضرت علی اکبر(ع) که در رجزهاشان در عاشورا فرمودند: «وَ اللهِ، لا یحْکمُ فینَا ابْنُ الدعِی؛ به خدا سوگند، هرگز زنازاده درباره‏‌ی ما نمی‌‏تواند حکم کند»، مؤید آن است که حضرت سیدالشهدا به بیعت با یزید راضی بود، ولی می‌‏دانست که ابن‌زیاد به نفع حضرت حکم نخواهد کرد و او را تنها بین دو چیز «بَینَ السلهِ وَ الذلهِ» یعنی جنگ یا تسلیم مخیر نموده بودند و بیعت با ذلت و نزول بر حکم را از آن‌حضرت می‏‌خواستند که حضرت زیر بار آن نرفت و فرمود: «هَیهاتَ مِنا الذلهُ، یأْبَی ‏اللهُ لَنا ذلِک وَ رَسُولُه وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنُوفٌ حَمِیهٌ وَ نُفُوسٌ أَبِیهٌ؛ ذلت از ما بسیار دور است، و خدا و رسول و مؤمنان و دامن‏‌های پاک و پاکیزه و افراد با حمیت و نفوس باغیرت آن‌را برای ما نمی‌‏پسندند».[۳]

حتی اگر تحلیل و ارزیابی یاد شده از رویکرد امام حسین(ع) به دلایلی پذیرفته نشود، اما این‌گونه نیست که این تحلیل، در تعارض با موازین دینی و سیره اهل‌بیت(ع) باشد.

[۱]. شیخ مفید، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج ‏۲، ص ۸۷، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.

[۲]. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی أهل اللجاج، محقق، مصحح، خرسان، محمد باقر، ج ۲، ص ۳۰۰، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، ۱۴۰۳ق؛ ابن طاووس، علی بن موسی، غم نامه کربلا (ترجمه اللهوف علی قتلی الطفوف)، مترجم، محمدی اشتهاردی، محمد، ص ۱۲۱، تهران، نشر مطهر، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.

[۳]. در محضر بهجت، ج ۳، ص ۷۳؛ به نقل از مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله بهجت. البته تأیید درستی انتساب این سخن به ایشان،‌ از وظایف پایگاه اسلام کوئست نیست.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سایت اسلام اصیل، منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.