حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. 20 محرم 1444 Friday, 19 August , 2022 ساعت ×
پ
پ

شناخت و باور گوینده و خبر دهنده، موثق شناختن او و اعتماد به او، پیش از اعتماد، باور و ایمان به گفتارش می‌باشد. پس شناخت و ایمان به خداوند سبحان، معاد و رسولش صلوات الله علیه و آله، مقدم بر اعتماد و باور اخبار و آموزه‌های آنان می‌باشد. و البته شرط عبادت و اطاعت مشتاقانه، همان “محبت” است.

 

“ایمان” یک حالتی در وجود می‌باشد و اختصاصی هم به الله جلّ جلاله و یا ایمان به آن چه حق است ندارد؛ ممکن است کسی به طاغوتی، به باطلی و یا خرافه‌ای ایمان بیاورد! چنان که تمامی فرامانسون‌ها، صهیونیست‌ها، پیروان ایسم‌ها و …، اندیشه‌های منحط خود را باور دارند و به آنها ایمان آورده‌اند.

“ایمان”، یعنی انسانی که ذاتاً فقیر و نیازمند است و بالتبع دائم و مستمر در نگرانی و اضطراب می‌باشد، خودش را در پناه بردن و یا تکیه دادن به کسی یا چیزی، در “امان” ببیند. ممکن است کسی خود را در پناه خدا و اسلام در امان ببیند و ممکن است کسی خودش را در پناه امریکا و انگلیس، و یا در پناه ثروت و قدرت و … در امان ببیند! به این می‌گویند: «ایمان».

خداوند متعال در قرآن کریم مکرر تأکید نمود که به توحید و معاد و بالتبع نبوت، ولایت و امامت ایمان بیاورید، به پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله و حقانیت قرآن مجید ایمان بیاورید، و بدانید چنین نیست که اگر به حق ایمان نیاورید، برای شما نوعی خلاصی و خلاء پدید ‌آید؛ هرگز چنین نمی‌شود، بلکه حتماً باطل، بدلی و جعلی را جایگزین نموده و به آنها ایمان می‌آورید، در حالی که آنها خود نیز نیازمندند و هم مالک چیزی هم نیستند، پس نمی‌توانند برای شما “ولیّ و نصیر” باشند و به شما امنیت بخشند.

«أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ» (البقره، ۱۰۷)

ترجمه: مگر ندانستى که فرمانروایى آسمان‌ها و زمین از آن خداست و شما جز خدا سرور و یاورى ندارید.

گام نخست:

بدیهی است که گام نخست، در هر گرایشی و در هر محبت و یا بغضی، “شناخت = معرفت” می‌باشد و این کار عقل است که به نور علم می‌بیند. تا آدمی کسی یا چیزی را نشناسد، نه به سویش می‌رود و نه از آن دوری می‌گزیند – نه دوستش دارد و نه از آن بدش می‌آید؛ چرا که ناشناخته، همان مجهول می‌باشد و آدمی نسبت به ناشناخته و مجهول، موضع خاصی ندارد. اما همین که شناختی حاصل شد، کنش‌ها، واکنش‌ها، گرایش‌ها، رویکردهای مثبت و منفی، محبت‌ها یا دشمنی‌ها و بغض‌ها آغاز می‌گردد.

گام دوم:

گام دوم، فهم و باور آن شناخت می‌باشد که این کار قلب است و سبب پیدایش حب و بغض در قلب می‌گردد.

معصوم علیه السلام (بدین مضمون) فرمود که خداشناسی کار ما نیست، بلکه او باید خودش را بشناساند – پرسیده شد: پس کار ما چیست؟ فرمود: به آن شناسایی ایمان بیاورید و انکار ننمایید.

بنابراین، مهم این است که آدمی، پس از شناخت حقایق، آنها را باور کند و دیگر بدون دلیل، رد و تکذیب و انکار ننماید.

اخلاص در عمل:

«هُوَ الْحَیُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» (غافر، ۶۵)

ترجمه: او زنده زندگى بخش است معبودى بجز او نیست پس تنها همو را بخوانید و دین را خالص براى او سازید الحمد للَّه رب العالمین.

“اخلاص در عمل”، چه اقامه‌ی نماز و یا روزه، صدقات و هر گونه جهادی باشد و چه انجام هر کار دیگری، مستلزم “تمرکز و توجه” می‌باشد. و البته اگر کار به امر خدا و برای خدا باشد، هر کاری مصداقی از عبادت خالصانه برای او خواهد بود.

“تمرکز”، کار ذهن است و “توجه” کار قلب. اگر ذهن هنگام انجام کاری، در همان کار متمرکز گردد، از ذهنیات دیگر خلاصی و خالصی می‌یابد. مانند مدیر، کارمند یا کارگری که هنگام انجام کار، ذهنش به همان کارش متمرکز می‌باشد – توجه کامل به مقصد و مقصود در انجام هر کاری نیز سبب می‌گردد تا قلب از توجهات دیگر خلاصی یابد و خالص گردد. مانند کسی که صرف نظر از کاری که در حال انجام آن است، دلش به یاد مادر، پدر، همسر و یا فرزندش می‌افتد – مهاجری که ناگاه در انبوه و هجمه‌ی کار، ذهنش متوجه وطن می‌شود و دلش پرواز می‌کند. پس دل، به هر سو که توجه نماید، متوجه همان مقصود می‌گردد.

اخلاص در نماز:

پس، مقوله‌ی تمرکز ذهن و توجه قلب، در هر کاری و هر امری وجود دارد، اما چون پرسش در مورد اقامه نماز بود، به همین موضوع بسنده می‌گردد.

“نیت” در اقامه‌ی نماز، با تأکید بر “قربه الی الله” انجام می‌پذیرد؛ یعنی هیچ هدف، مقصد، مقصود و منظوری به جز اطاعتی که سبب رشد، کمال و قرب من به خداوند متعال گردد ندارم. پس خلوص در نیت ایجاد می‌شود.

“الله اکبر” یا همان تکبیر نماز، برای این است که به هنگام اقامه نماز، همه چیز و هر اندیشه و تعلقی به جز خداوند سبحانی که نمازگزار در محضر او ایستاده است، پشت سر گذاشته شود، چرا که او “اکبر” است. آدم عاقل، وقتی در محضر “اکبر” ایستاده، ذهنش معطوف به غیر نمی‌گردد، قلبش نیز متوجه چیز دیگری نمی‌گردد، چرا که عقل، فکر، ذهن و قلب نمازگزار، متمرکز و متوجه به بزرگی او می‌گردد؛ خضوع و خشوع نیز به همین دلیل ایجاد می‌شوند.

●- بعید نیست که وقتی یک بزرگی با انسان سخن می‌گوید، حواس انسان معطوف به جای دیگری باشد، ذهنش روی مسائل گوناگون تاب بخورد و در کوچه‌های تخیلات، توهمات و تصورات دیگری پرسه زند و قلبش نیز هر لحظه متوجه حبّ و بغض‌های دیگری گردد؛ اما معمولاً وقتی انسان خودش در محضر بزرگی ایستاده و با او سخن می‌گوید؛ هم ذهنش بر او و سخنان خودش متمرکز می‌گردد و هم قلبش تماماً متوجه به او می‌گردد.

کسی که از یک سو، هم می‌داند خداوند متعال، سبحان و عظیم است و هم می‌داند بازگشت به سوی اوست، و هم می‌داند که نماز معراج است … و هم می‌فهمد و توجه دارد که در محضر او ایستاده است، و از سویی دیگر خالق کریم، رحمان و رحیمش را دوست دارد؛ خودش مشتاقانه و عاشقانه به سوی نماز می‌شتابد، تا این نماز وسیله معراج و قرب او گردد. بنابراین ذهن و قلبش، پراکنده و مضطرب نمی‌گردند؛ به ایمان و امنیت می‌رسد، و با اطمینان و آرامش عبادت می‌نماید و به همین تناسب نیز به معراج رفته و مقرب می‌گردد. به این می‌گویند: اخلاص در عمل – خلوص در نماز. نماز یاد خدا [ذکر] است.

«الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (الرّعد، ۲۸)

ترجمه: همان کسانى که ایمان آورده‌اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‌گیرد؛ آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏‌یابد.

بنابراین، وقتی می‌خوانید که «نماز معراج مؤمن است»، به این مهم فقط علم یافته‌اید، آن هم فقط علم خبری – باور شما به این نکته‌ی علمی و خبری، به تناسب باور شما به خدا و رسول خدا صلوات الله علیه و آله می‌باشد. اما هر چقدر در این مهم مطالعه نمایید، علم شما از خبری وارد شناختی می‌شود و تا آنجا پیش می‌رود که به مرحله‌ی علم یقینی می‌رسد – گام بعدی، فهم و باور و ایمان به این علم می‌باشد، چرا که شناخت به تنهایی کافی نیست؛ و بیان شد که “ایمان” یعنی کمال و امنیت خود را در آن ببینی [نه این که فقط بدانی]؛ و سپس نوبت به “توجه” می‌رسد، که یعنی “جهت‌گیری” – “رویکرد” –”نیت” و “قصد” از هر کاری.

●- تمامی معارف و احکام، اوامر و نواهی الهی، برای این است که موانع شناخت و محبت، از میان برداشته شود.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سایت اسلام اصیل، منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.