حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. 20 محرم 1444 Friday, 19 August , 2022 ساعت ×
پ
پ

تو متن قرآن فقط به توحید و معاد و نبوت اشاره شده، پس امامت چطور میشه؟ یعنی اگر کسی امامت رو قبول نداشته باشه باز هم مسلمونه؟ الان خیلیا اینطورین که میگن چرا باید از ائمه چیزی بخوایم وقتی خدا هست. درسته که ما فقط ائمه رو واسطه قرار بدیم؟ الان امامت جزء اصول دین نیست؟

چرا برای تحصیل به مدرسه و دانشگاه می‌روند و به معلم و کتاب متوسل می‌شوند، مگر خداوند علیم نیست؟! چرا هنگام بیماری، نزد پزشک می‌روند و به علم او و داروها متوسل می‌شوند، مگر خداوند شافی و کافی نیست؟! چرا برای کسب درآمد و تأمین معاش، کار می‌کنند، مگر خداوند رزاق نیست؟! چرا وقتی خدا هست، مردم از یکدیگر درخواست‌های گوناگون دارند [ولو بگویند: لطفاً یک لیوان آب به من بده]، مگر خدا نیست؟!

پس، هر کاری با وسائلش انجام می‌گیرد؛ حتی وحی نیز با وسائلش نازل گردید – خلقت جهان و آدمی نیز با وسایل (خاک، نطفه و …) می‌باشد – جان آدمیان، با وسائلش (فرشتگان مرگ) اخذ می‌گردد – ارزاق [حتی در طبیعت]، با وسایلی چون خاک، آب، تابش خورشید و کشت تأمین می‌گردد- همین قرآنی که در دست می‌گیریم، یک وسیله است – نماز هم وسیله‌ی رشد و قرب می‌باشد و خلاصه آن که هیچ امری بدون توسل به وسائلش، محقق نمی‌گردد.

درباره‌ی قرآن و امامت، باید به چند نکته مهم توجه شود:

الف – چه کسی گفته که تو متن قرآن کریم، فقط به توحید، معاد و نبوت اشاره شده؟! آیا کسی که چنین می‌گوید، تا به حال قرآن کریم را با دقت خوانده است، و یا دنبال بهانه برای توجیه نواقص اعتقادی خود می‌باشد؟!

در قرآن کریم، به غیر از آیات صریح در خصوص ولایت، و ضرورت تبعیت از ولایت الهی که در طول زمان منقطع نشده و مستمر می‌باشد، واژه‌ی امام با مشتقاتش، ۱۲ مرتبه آمده است.

در قرآن کریم، تصریح شده که تمامی اعمال با آثارش، نزد امام آشکار (امام زمان هر عصری) احصا می‌گردد، و در قیامت نیز هر کسی، هر گروهی و هر امتی، با “امامش” محشور می‌گردد.

ب – عقل، علم و تجربه نیز تصدیق دارند که “امامت” یک امر فطری است و عمومیت دارد، لذا هیچ کسی در دنیا بدون “امام” نیست، منتهی ممکن است که امامان باطل عصر خویش را پیروی نماید.

عقل به آیات تعظیم می‌کند که هر کسی در دنیا، پیرو هر پیشوایی [حق یا باطل] بود، در آخرت نیز با او محشور گردد.

بنابراین، کسی که مدعی می‌شود «من ولایت الهی و امامان منصوب الهی را قبول ندارم»، چه بخواهد و چه نخواهد – چه بداند و چه نداند، از امامان باطل دیگری پیروی می‌کند. و اگر این نقص و ضعف معرفتی و ایمانی را به خدا و قرآن نسبت دهد، دروغ گفته و افترا می‌بندد!

عقل تصدیق می‌کند که اگر در این عالم، امامان باطلی وجود دارند که مردمان را به سوی آتش می‌خوانند، پس حتماً باید امامان حقی نیز وجود داشته باشند که مردمان را به سوی حق هدایت کنند:

«وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ لَا یُنْصَرُونَ» (القصص، ۴۱)

ترجمه: و آنان را پیشوایانى که به سوى آتش مى‏‌خوانند گردانیدیم و روز رستاخیز یارى نخواهند شد.

«وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ» (الأنبیاء، ۷۳)

ترجمه: و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت می‌کردند؛ و انجام کارهای نیک و برپاداشتن نماز و ادای زکات را به آنها وحی کردیم؛ و تنها ما را عبادت می‌کردند.

نکته‌ی ظریف در این دو آیه:

چون شیاطین جنّ و انس [ابلیس لعین و لشکریانش از جنیان و انسان‌ها]، هیچ تسلطی بر انسان، جز بر کسانی که خودشان ولایت آنان را بپذیرند، ندارند، فقط دعوت کننده هستند (یَدْعُونَ) و پذیرش یا عدم پذیرش با شخص است. اما، چون “هدایت”، فقط کار خداست و آن را به طرق گوناگون انجام می‌دهد، فرمود که امامان حق، هدایت کننده به امر ما هستند. (یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا).

ج – استناد به قرآن مجید:

از بدترین و ظالمانه‌ترین کارها این است که کسی بخواهد نواقص و انحرافات اعتقادی و یا عملی خود را به قرآن مجید مستند سازد و با آن توجیه نماید! و بدتر آن که بدون رجوع به قرآن کریم و قرائت کتاب خدا، و در عین نادانی و بی‌خبری، چنین نماید! این کار، مصداق واقعی همان «افترا» به خداوند متعال می‌باشد، که فرمود: ظالم‌ترین انسان‌ها کسانی است که به خداوند سبحان افترا ببندند:

«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُ أَلَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْوًى لِلْکَافِرِینَ» (العنکبوت، ۶۸)

ترجمه: و کیست ‏ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد یا چون حق به سوى او آید آن را تکذیب کند آیا جاى کافران [در] جهنم نیست.

●- آیا کسی که برای توجیه نافرمانی خود، به قرآن مجید [کلام الله = وحی]، استدلال و استناد می‌نماید، آیات صریح در وجوب اطاعت از رسول خدا و هم چنین اولی الامر را نخوانده است؟! و آیا رسول خدا صلوات الله علیه و آله، از همان روز نخست بعثت و آغاز دعوت مردم، “ولیّ الله – حجت الله و امامِ برحق و الهی” را معرفی ننموده است و در پایان نیز در غدیر خم، از تمامی مردم برای آنها بیعت نگرفته است؟!

●- مگر در همین قرآن کریم و در آیه‌ی ولایت، نفرمود که از خودتان تفسیر و تأویل ننمایید، و اگر در امری اختلاف نظر داشتید، چنان که به توحید و معاد ایمان دارید، آن را به خدا (وحی) و رسول ارجاع دهید و بهتریت تأویل همین است ؟!

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا» (النساء، ۵۹)

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.

●- آن کسی که می‌گوید: «فقط قرآن و آن هم ظاهرش»، و بدین بهانه، از اطاعت خدا، رسول، وحی و اولی الامر (امامان) سرباز می‌زند، نماز صبح یا ظهر را چند رکعت می‌خواند و آن را به کدام آیه مستند می‌سازد؟ در کجای قرآن کریم آمده که نمازهای یومیه چند رکعت می‌باشند، و یا طواف هفت شوط است و یا جزئیات مناسک حج و نیز بسیاری از احکام، چگونه است؟!

پس اگر در قرآن کریم، اشاره و تصریحی به جز «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ = اطاعت کنید از خدا و اطاعت کنید از رسول» نیامده باشد، همین برای اهل معرفت، ایمان و بندگی کافیست که تابع ولایت امامان علیهم السلام باشند. و اگر کسی اهل ایمان نباشد، حتی اگر خودش در غدیر خم بوده باشد و به امر پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، بیعت نموده باشد، باز هم فایده‌ای ندارد و به محض رحلت، بیعت شکنی می‌کند!

●- آیا آن کسی که به قرآن کریم استناد می‌نماید، در همین کتاب نخوانده که «اگر از رسول اطاعت ننماید، تمامی اعمال دیگرش نیز باطل می‌گردد»؟!

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَکُمْ» (محمد صلوات الله علیه و آله، ۳۳)

ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید خدا را اطاعت کنید و از پیامبر [او نیز] اطاعت نمایید و کرده‌هاى خود را تباه مکنید.

ولایت:

تقسیم‌بندی آیات قرآن کریم، به مباحث توحیدی، معادی و …، تقسیم‌بندی موضوعی یک کتاب توسط ما، جهت مطالعه، درک و فهم بیشتر و صحیح‌تر می‌باشد، اما حقیقت این است که اساس اسلام، همان “ولایت” است؛ ولایت خدا، که در ولایت پیامبرش و امامان برگزیده‌اش جاری می‌گردد و استمرار می‌یابد و عصری خالی از “ولایت”، حتی قابل تصور نمی‌باشد.

“ولایت”، اصلی است که همگان را شامل می‌شود، با این تفاوت که اگر “ولایت حق” را نپذیرفتند، حتماً و یقیناً و بدون استثناء، “ولایت باطل = طاغوت” را خواهند پذیرفت. و چه بسیار است آیات مربوط به “ولایت حق” و “ولایت باطل” در قرآن حکیم:

«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ» (البقره، ۲۵۷)

ترجمه: خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنها را از ظلمت‌ها، به سوی نور بیرون می‌برد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوت‌ها هستند؛ که آنها را از نور، به سوی ظلمت‌ها بیرون می‌برند؛ آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند.

تذکر:

جهل (بی‌خردی)، نادانی (ضعف علمی)، کبر، گناه و انحراف از صراط مستقیم در اعتقاد و عمل، یک ضعف، نقصان و رذیله است، و نسبت دادن و توجیه آنها به خدا، قرآن و رسول صلوات الله علیه و آله، نقص و رذیله‌ای بدتر و مُهلک‌تر می‌باشد!

بنابراین، همیشه هم خود دقت و مراقبت نماییم و هم به دوستان متذکر گردیم که اگر چیزی را نمی‌دانی، بگو: نمی‌دانم – اگر قبول نداری، بگو: من قبول ندارم – اگر احکامی را رعایت نمی‌نمایی، بگو: من فعلاً ضعف ایمانی دارم و برای تخلف استغفار نما؛ نه این که بگویی اسلام و قرآن، همین است که من می‌گویم و من انجام می‌دهم! که این افترای به خدا، رسول، قرآن مجید، اهل عصمت علیهم السلام و اسلام می‌باشد و البته گناه و ظلمی بس بزرگتر از تمامی گناهان دیگر می‌باشد و ظلمی است که مانع از هدایت الهی می‌گردد!

«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَهُوَ یُدْعَى إِلَى الْإِسْلَامِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ» (الصف، ۷)

ترجمه: و چه کسى ستمگرتر از آن کس است که با وجود آنکه به سوى اسلام فراخوانده مى‌شود بر خدا دروغ مى ‏بندد و خدا مردم ستمگر را راه نمى‌‏نماید.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سایت اسلام اصیل، منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.