حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. 20 محرم 1444 Friday, 19 August , 2022 ساعت ×
پ
پ

ابلیس لعین، بنابر همین منطق [که نوعی جبر را نیز القا می‌کند]، به خداوند سبحان گفت: «تو مرا اغفال کردی»! تمامی گناهکاران نیز همین شیوه را دنبال کرده و در نهایت به جای خداوند، خود را سبحان (منزه) دانسته و ریشه و علت گناه را به خلقت خداوند و یا خواست او بر می‌گردانند! “تکبر” یعنی همین منزه دانستن خود در برابر خداوند متعال؛ و عناد و دشمنی، یعنی متهم و محکوم نمودن خداوند متعال.

مکرر متذکر شدیم و باز هم یادآور می‌گردیم که نه تنها در معارف اسلامی، بلکه در هر امر و موضوع دیگری، باید مراقب “خلط مبحث” در ذهن باشیم. به عنوان مثال: در همین سؤال، مبحث “خلقت” و “عمل”، چه با اختیار باشد و چه بی‌اختیار، “خلط مبحث” شده است! در حالی که دو امر جداگانه می‌باشند. هیچ کسی سازنده‌ی خودرو را به خاطر تصادفات، یا سازنده‌ی چاقو را به خاطر قتل نفس‌ها، متهم و محکوم نمی‌کند!

این پرسش، همان مبحث “خیر و شرّ” است که بسیار هم مفصل و دقیق می‌باشد، و البته زوایای گوناگونی چون مطلق یا نسبی بودن و … نیز دارد. مطالب بسیاری در این مورد درج گردید که با کلیک کلمات مرتبطی چون «خیر – شرّ – شرور و …» در بخش جستجو در سایت و کلیک، در اختیار قرار می‌گیرد، لذا در این بحث، فقط به صورت اجمال به پاسخ همین پرسش می‌پردازیم:

غرور – ابتدا دقت کنیم که در فرهنگ عمومی مردم، “غرور” به خطا معنا شده است و معنایی شبیه به “افتخار” دارد؛ اما “غرور یعنی فریب”. لذا اصطلاحاتی چون “غرور ملی” نیز خطاست، هر چند که چون “غلط مصطلح” است، و در محاوره‌ی عمومی به معنای دیگری به کار می‌رود و مردم از آن معنای “فریب ملی” را برداشت نمی‌کنند؛ قابل توجیه است.

به آیات قرآن کریم در مورد لفظ “غرور” دقت نمایید که همه به معنای “فریب خوردن یا فریب دادن” آمده است.

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ وَاخْشَوْا یَوْمًا لَا یَجْزِی وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَیْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ» (لقمان، ۳۳)

ترجمه: ای مردم! تقوای الهی پیشه کنید و بترسید از روزی که نه پدر کیفر اعمال فرزندش را تحمّل می‌کند، و نه فرزند چیزی از کیفر (اعمال) پدرش را؛ به یقین وعده الهی حقّ است؛ پس مبادا زندگانی دنیا شما را بفریبد، و مبادا (شیطان) فریبکار شما را (به کرم) خدا مغرور سازد (فریب دهد)!

«یُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ قَالُوا بَلَى وَلَکِنَّکُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَکُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْکُمُ الْأَمَانِیُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ» (الحدید، ۱۴)

ترجمه: (در محشر، منافقان) آنها (مؤمنان) را صدا می‌زنند: «مگر ما با شما نبودیم؟! (که تقاضا کردیم از نور خود به ما نیز بدهید)» [می‌مؤمنان] می‌گویند: «آری، ولی شما [در دنیا] خود را به هلاکت افکندید و انتظار (مرگ پیامبر را) کشیدید، و (در همه چیز) شکّ و تردید داشتید، و آرزوهای دور و دراز شما را فریب داد تا فرمان خدا فرا رسید، و شیطان فریبکار شما را در برابر (فرمان) خداوند فریب داد!

●- فخر و افتخار، گاهی بر اساس حقیقت است، مثل این که مسلمان افتخار کند که مخاطب وحی الهی قرار گرفته و آن را فهم نموده و پذیرفته است – یا دانشمند افتخار کند که کشفی کرده است – یا قهرمان افتخار نماید که به مقام قهرمانی رسیده است – رزمنده افتخار کند که لیاقت و توفیق یافته تا از دین و مرزهای مادی و معنویش دفاع ‌کند و …؛ اما گاهی این فخر و افتخار، عین فریب است، مانند افتخار کردن به برخورداری از ثروتی که از به سرعت فانی می‌گردد؛ بالاخره یا ثروت از دستش می‌رود، و یا خودش می‌رود و ثروت به دست دیگری می‌افتد، در اینجا “غرور – مغرور” می‌گویند، چرا که افتخاری توأم با فریب می‌باشد. می‌گویند: فلانی به ثروت یا مقامش “مغرور” شده است! یعنی این امکانات، به جای آن که ابزار رشد خودش و جامعه‌اش گردد، سبب فریب او شده است. لذا فرمود:

«یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ» (الإنفطار، ۶)

ترجمه: اى انسان! چه چیز تو را در باره پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته (فریب داده است).

تکبر – اما تکبر خود بزرگ‌بینی است، آن نیز “حق و باطل” دارد. آن چه بد است، “تکبر بی‌جا” می‌باشد، مثل آن که مخلوقی در مقابل خدای خود تکبر کند، و یا در مقابل بندگان او، خود را بی‌جهت بالاتر و بهتر ببیند. اما اگر بالاتری حقیقی و در راه حق باشد که نامش “تکبر” نیست؛ و اگر حالت تکبر، به طور مطلق وجود نداشته باشد که حالت “ذلت مطلق” جایگزین می‌گردد.

خلقت – حال به اصل بحث و آن نکته‌ی ظریف در پرهیز از خلط مبحث برگردیم – یعنی مبحث خلقت علیمانه و حکیمانه از یک سو، و مبحث عمل انسان از سویی دیگر.

آیا “تکبر، فخر، حتی غرور به معنای فریب، هوای نفس، نفاق و … به لحاظ وجودی [که خداوند سبحان خلق نموده و در وجود انسان نهادینه کرده] بد و مذموم است؟! خیر.

*- اگر تکبر نباشد، انسان در مقابل دشمن ایستادگی نخواهد کرد، در مقابل هر امر ذلت‌باری تسلیم خواهد شد. در احادیث می‌فرمایند: «این تکبر برای زنان [در مقابل طمع مردان]، بسیار خوب و لازم است». آدمی باید که شأن و مقام خودش را بسیار بزرگتر از برخی از خواهش‌ها و حتی اوامر نفس حیوانی خود و دیگران ببیند. آیا این که هر دعوتی را نمی‌پذیرد و آن را دون شأن خود می‌بینید، ناشی از حالت “تکبر”ی که در وجود شما قرار داده نمی‌باشد؟!

*- آیا حالت نفاق (تفاوت درون و برون) مطلقاً بد و مذموم است؟! خیر، اگر چنین نباشد، پرده‌دری می‌شود، رسوایی به بار می‌آید، راه بازگشت بسته می‌شود، امید به آینده قطع می‌شود، حتی حالات مثبت در خودسازی به ریا کشانده می‌شود، مردمان از یک دیگر متنفر و ترسان می‌گردند و … .

فرض کنید که همسر و پدری، گرفتار و خسته و حتی ناراحت و عصبانی به خانه می‌آید و به روی اهل خانه و خانواده‌اش می‌خندند؛ آیا این نفاق نیست؟! و یا این روش اخلاقی بد است یا خوب؟!

*- “ریا”، یعنی کار را به رؤیت دیگران رساندن ؛ حال آیا مطلقاً بد است؟ پس چرا امر به “نماز جماعت”، یا سایر تجمعاتی چون حج، جهاد و … نمود و نیز فرمود: هم صدقات پنهانی داشته باشید و هم صدقات آشکار؟ آیا مرتب‌تر کردن ظاهر [پوشش، آرایش، خوش‌بویی و …]، به هنگام حضور در میان جمع (میهمان، جلسه، کار، خیابان و …) بد است؟ پس چرا به آنها امر و توصیه نموده است؟!

«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِیَهً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ» (البقره، ۲۷۴)

ترجمه: کسانى که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکارا، انفاق مى کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود؛ و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى‌‏شوند.

آن چه بد، مذموم و شرّ است:

پس، آن چه خلق شده، حتماً خوب و حتی لازم است، چرا که خدای علیم، حکیم و خیر محض آن را خلق کرده است؛ اما چگونگی و کجایی و چرایی ظهور و بروز این حالات و استفاده از قوا و استعدادهاست که به “خیر و شر” توصیف می‌گردند. مانند “تکبر ابلیس لعین، مقابل امر خداوند متعال” – یا – “ریا در عبادت یا هر کار خیر دیگری، یا بروز هر فضیلتی، برای فریب مردم” – “یا نفاق، برای نفوذ و دشمنی با اسلام، مسلمین، انسان و انسانیت” و … .

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سایت اسلام اصیل، منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.